
از مدت ها پیش ، تلویزیون نوشته ها یا طرح و لوگوهایی کوچک در کنج کادر خود می گذاشت. گاهی. به مناسبت های محدودی. مثلا دهه ی اول محرم و روزهای منتهی به انتخابات. مقید ترین شبکه در این کار ، شبکه یک بود که هم عنوان شبکه ملی را با خود دارد و هم گرایش ارزشی و محتاطانه تری را پیش گرفته است. به تدریج این نوشته ها و شکل ها بزرگ تر شدند و به مناسبت های بیش تری بر صفحه کوچک نقش بستند. شبکه های دیگر نیز وارد رقابتی اعلام نشده شدند . بی آن که به این نکته ظریف دقیق باشند که تبلیغ زیاد به ضد خودش تبدیل می شود. نباید با اعصاب مخاطب و تماشاگر بازی کرد. فکر کنید مدام و مکرر و به هر دلیلی ، حجمی از قاب دیدن تماشاگر را به پیام رسانی خود اختصاص دهیم. هر چقدر هم حرف خوبی بزنیم ، نتیجه ی خوبی نمی گیریم.
چند روز پیش ، شبکه سوم در یک رو کم کنی اساسی ( احتمالا!) کل ضلع راست کادر را به گل و بوته دایمی اختصاص داد. تا نیمه شعبان را تبریک گفته باشد. از آن عروسی کاری های دهه شصتی و ابتدایی و زشت. و البته اعصاب خردکن. گمانم ده درصد کل کادر اشغال بود !!!....خیلی حرف است. انگار تلویزیون داشت به خودش دهن کجی می کرد. که یعنی این ده درصد سمت راست کادر برنامه ها ارزش دیدن ندارند. دید و ندیدشان اهمیتی ندارد. مهم این است که ما داریم تبریک مان را جیغ می زنیم. حتما گذارتان به شبکه سه ی این روزها افتاده و دیده اید که چقدر اعصاب خرد کن است. و فکر کنید که این به بهانه نیمه شعبان است. تلویزیون با این کار به خودش و جایگاه دینی / ارزشی آن چه که تبلیغش را می کند ، لطمه می زند. کج سلیقگی و اغراق و .... بیش ترین ضربه را به همان چیزی می زند که قصد ترویج و یادآوری اش را داریم.
فکر کنید که اگر قرار باشد که این سیکل معیوب و رو به رشد میان شبکه ها ادامه بیابد ، چه اتفاقی می افتد؟ احیانا کم کم کل سال و به بهانه های مختلف ، این نوشته و شکل ها ، خودشان را به صفحه و چشم تماشاگر تقدیم می کنند. و مدام حجم شان هم افزوده خواهد شد. مثلا دفعه بعد ، شبکه یک می خواهد روی دست بچه های سه بلند شود و سمت راست و چپ کادر را با هم می پوشاند.....و کم کم احیانا دایره ای کوچک در مرکز کادر باقی می ماند تا به یاد شهر فرنگ هایی بیفتیم که ملت سرشان را به سوراخ کوچکی می چسباندند....و چیزهایی می دیدند!