
به تازگي با دوستي آشنا شده ام .جوان و مومن و نامش محمد. آدم نازنيني ست. در پي طريق است و در باره عرفان و علوم ماوراء الطبيعه مطالعات خوبي دارد. دانش انفورماتيك فوق العاده اي دارد. ديشب با هم رفتيم رستوران ايران و ايتاليا. كه در نياوران است و " مخصوص سرآشپز" اش خوشمزه است. در راه در باره ي كالبد اختري گفت و تجربه برون فكني كه نوعي خروج ارادي روح از بدن است. و جذابيت و شگفت انگيزي اش. و اين كه خودش دو بار توانسته اين كار را بكند. و مي گفت كه بيش تر يك مهارت است و ضروري نيست كه آدم برگزيده اي باشي.توضيحاتش برايم جالب بود. در باره كالبد اختري. امروز در منابع جستجو كردم. برخي بخش هاي يافته هايم را باز مي نويسم. شايد براي شما هم جالب باشد:
کالبد اختری از ماده ای نیمه سیال و بسیار رقیق تشکیل شده که واسطه اتصال جسم و روح است.ما می توانیم با اراده خود و به کمک نیروی فکرمان در درون این کالبد بدون هیچ محدودیتی از جایی به جای دیگر حرکت کنیم . در کالبد اختری , انرژی های مرتبط با احساسات پردازش می شود. به همین دلیل است که برخی از صاحب نظران ،کالبد اختری را کالبد عاطفی می نامند . در سطوح بالاتر كالبد اختری , احساسات عاطفی عالی تری که با عشق بی قید و شرط مرتبط اند پردازش مي شوند؛ نظیر همدردی و دلسوزی.و در سطوح پایین تر اختری، ترس و عواطف منفی تر پردازش می شوند.
همه ي ما هنگام خواب وارد کالبد اختری می شویم . ما می توانیم در این کالبد با سایر ارواح ملاقات کنیم یا به مکان هایی سفر کنیم که در زندگی روزانه قادر به حضور در آن جا نیستیم . برخی از انرژی درمانگران بخش اعظم کار خود را در طی خواب و بیداری در کالبد اختری شان انجام می دهند. انرژی درمانگرانی هستند که در تمامی ساعات روز یا شب، در منازل بیماران و یا در رویاهای آنان ظاهر می شوند. ما هم چنین برای بهره گیری از درس ها , آموزش ها , و الهامات، در حالت خواب وارد کالبد اختری خود می شویم .خروج کالبد اختری می تواند به صورت اردی یا غير ارادی انجام گيرد در حالات ارادی شخص به وسیله هیپنوتیزم یا مدیتیشن یا حالات معنوی به خروج می رسد و در حالات غیر ارادی بر اثر سنکوب یا بیهوشی .اتفاقي كه به near death شهرت يافته است. کالبد اختری و کالبد مادی همواره با نوعی طناب که نیروی حیاتی در آن جریان دارد به یک دیگر پیوسته اند . تنها متصل بودن این طناب است که در هنگام برون فکنی شما را از مرگ دور می دارد و کاملا قابل انبساط است.کالبد اختری قادر است به تنهایی به مکان های دور دست سفر کند.شخص زنده می ماند . آدم در چنین شرایطی دوری راه را حس نمی کند زیرا ظاهرا پرواز با سرعت نور انجام می شود. معمولا وقتي شخص به خواب می رود یا از خواب بر می خیزد به شیوه ای آرام از کالبد مادی جدا می شود؛ یا با آن یکی می گردد . این امر با چنان سرعتی انجام می شود که نمی توان رویداد های آن را در بیداری به یاد آورد. كساني كه موفق به تجربه برون فكني شده اند ، آن را حالتی زیبا و لذت بخش و غير قابل وصف دانسته اند و مي گويند لذتی ست که حاضر نیستند با هیچ لذت مادی عوض کنند. این حالات معنوی تمامی اش به خدا بر می گردد.
....البته اين كار نياز به تمركز زياد و ممارست و تمرين هاي روزانه دارد. در محيطي كاملا آرام. مهم ترين مولفه ي آن، رها كردن ذهن از حواشي و تمركز بر مركزيت خروج از كالبد اختري ست. تجربه هيجان انگيزي بايد باشد. اما مطمئنم كه من نمي توانم. از بس فكرم مشغول است و محال است نمازي را بدون مهر ركعت شمار بخوانم و شك نكنم!... پس چاره اي جز لذت بردن از غذاي مخصوص سرآشپز ايتاليايي نيست. و بهتر است تا آن لحظه صبر كنم كه ملك الموت محترم مي آيند و زحمت مان را كم مي كنند!
پ.ن ۱: همان گونه که قبلا نیز به اطلاع دوستان عزیز رساندم و یک بار هم تصادفا چند ساعتی - از سر غفلت- شاهدش بودید ، یک روان نژند ناشناس مدتی ست که کامنت های هتاکانه می گذارد. در حال پیگیری هستم. اما اخیرا دوستان به اطلاعم رسانده اند که این بنده خدای بیمار، برای برخی دوستان نیز کامنت خصوصی گذاشته است ،حاوی دشنام و دروغ پردازی های عجیب و غریب در باره ی من! دوستان لطف کردند و متن هایش را برایم کپی و ارسال کردند. ضمن سپاس از حساسیت عزیزان ، خواهش می کنم که هم زمان با مدیریت بلاگفا نیز مکاتبه کنند و بنده را هم چنان، در جریان بگذارید. وکیل بنده نیز به زودی دادخواستی جهت ارائه به مراجع قضایی تنظیم خواهد کرد. حساسیتم نسبت به رفتار جنون آمیز این فرد بیش از آن که شخصی باشد ، به دلیل حرمتی ست که برای فضای فرهنگی بلاگستان قائلم. این آدم ها می کوشند با لجن پراکنی و دروغ و شایعه و تخریب روانی علیه نویسندگان ، فضا را برای نوشتن و مکالمه آگاهی نا امن کنند. شبیه همان کاری که چندی پیش علیه همکارمان مهرزاد دانش انجام شد .
پ.ن ۲: دوست خوبم پژمان الماسی نیا که وبلاگ چای تلخ را هم می نویسد، شاعر توانایی ست. و البته عاشق. به تازگی نخستین کتاب شعرش را با سر و شکلی کوچک و زیبا منتشر کرده است. لطف کرد و یک نسخه اش را برایم فرستاد. از اصفهان و زاینده رود و سی و سه پل. همه اش را خواندم. یکی از شعرهایش را باز می نویسم. و امیدوارم که شما هم خوش تان بیاید:
تو رفته ای....
اما
گل های سرخ روسری ات
-تازه-
امروز
شکوفه داده اند.