تبليغاتX
تخته خاکستری - نکند سیب حوا زرد بود!

به اين  خدا در چهارمين ايه سوره المعارج خبر داده است که فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوی او بالا می روند. در جايي خواندم كه اين ايه يكي از اعجاز قران است و ثابت مي كند كه روح از واحد انرژي ست و توان حركت با سرعت نور را دارد. مي دانيم كه در صورت رفع ماديت از هر چيز چنين امكاني به دست مي ايد. فرمول معروف انيشتن را هم يادتان هست كه نور با سرعتي حدود سيصد هزار كيلومتر در ثانيه حركت مي كند. اگر طبق اين فرمول محاسبه كنيد كه نور/انرژي در يك سال قمري چه مسافتي را مي پيمايد به عددي مي رسيد كه در پنجاه هزار سال قابل پيمودن است. مطالعه زندگي نامه عرفايي كه تجربه خروج و بازگشت روح را تجربه كرده اند نيز ناقض اين نكته نيست. علامه طباطبايي( عليه الرحمه) در زندگي نامه شان مرقوم كرده اند كه در يكي از لحظات عرفاني شان هنگام قرائت سوره صاد خروج و بالا روي سريع روح شان را درك كرده اند
 ايت الله بهائ الديني (رحمه الله عليه) نيز به يكي از نزديكان از ملاقات گاه گاهي شان با روح پسرشان خبر داده اند و فرموده اند كه هنگام امدن روح همه پنجره ها به لرزه مي افتند. اگر اين فرمول فيزيك را كه انرژي نابود نمي شود بلكه تغيير شكل مي دهد را بپذيريم توجيه فيزيكال ناميرايي روح نيز به دست مي ايد. كساني كه لحظات نزديك مرگ را درك كرده اند نيز با شور و گيجي غريبي از اين لحظات مي گويند. حتما مي دانيد كه برخي براي مدتي دچار خروج روح از بدن و سپس بازگشت ان شده اند. اين مدت گاه به ماه ها رسيده و گاه به دقايقي محدود شده است. من تا به حال با دو تن از كساني كه به چنين دركي رسيده اند ملاقات كرده ام. چنان تجربيات هيجان انگيزي ست كه تنتان مور مور مي شود. همه هم با يافته هاي قراني و احاديث منطبق است. خيلي دوست دارم تهيه كننده اي پيدا شود تا بتوانم فيلم مستندي در اين باره بسازم. عمدتا اين گونه ادم ها كه ازادي روح را حس كرده اند اسارت تن را سخت مي شمارند و دلبسته دنيا نيستند. قصد دارم با يكي از ان ها كه به تازگي امكان اشنايي با ايشان را پيدا كرده ام گفت و گويي انجام دهم و در وبلاگم بگذارم.

مي گويند كه در قيامت و جهنم و بهشت جسميت ما دوباره  باز مي گردد و ما با جسم خود دوران حسابرسي و پاداش و عذاب را تجربه مي كنيم اما در دوران برزخ كه ميان مردن و قيامت است تنها روح ماست كه وجود دارد. روح به دليل بي مكاني و بي زماني اش تابع زمان و مكان نيست. در واقع روح امكان سفر به دورترين نقطه كيهان و هر لحظه از تاريخ را دارد. يادم هست حدود پانزده سال پيش در مطلبي كه براي شماره صد گزارش فيلم نوشتم در باره نگاه هيجان انگيزم به چنين امكاني مفصل نوشتم. فكر كنيد بشود به بي نهايت كيهان رفت و تماشا كرد. اين در حالي ست كه منجمين مي گويند دانسته و ديد فعلي ما از كيهان بسيار بسيار ناچيز است. چه بسا دنيا هاي ديگر و بندگان دگرگون ديگري نيز حضور داشته باشند. از خدا كه بعيد نيست! مي شود به لحظه ورود ادم و حوا به زمين بازگشت و حتي با موسيقي دلخواه دوباره ديدش.حتي دچار شوك شويم كه ان سيبي كه باعث و باني اين هبوط شد سرخ نبوده و زرد بوده! مي توانيد اسب خيال را سوار شويم و ببينيم با اين روحمان چه كارها كه نمي توانيم بكنيم....
.البته قبل از اين خيال پردازي به اين نقل از عرفا و بزرگان توجه كنيد كه ازادي روح به ميزان خوب بودنش وابسته است. ظاهرا يكي از تلخ ترين عذاب هاي دوران برزخ همين اسارت و محدوديت روح است. هرچه مومن تر و سبكبال تر باشيم روحمان نيز بال گستري بيشتري را تجربه مي كند.
ايت الله بهائ الديني مي فرمودند كه امكان ادامه برخي فعاليت هاي دنيوي در عالم برزخ براي روح وجود دارد البته با جنسي ديگر. ايشان از تجربه مباحثه با روح برخي شاگردان مرحومشان
مي گفتند كه در عالم برزخ امكان علم اندوزي افزون تري يافته اند. ميزان اشراف روح به عالم ماده نيز به عبوديت او وابسته است. ظاهرا ارواح خبيثه نيز دچار سلب امكان كامل نمي شوند.
چگونه اش را نمي دانم. اين وضعيت هم مي تواند شور انگيز باشد. من كه مي روم دنبال فيلم و فيلمسازي. البته اگر ارواح خبيثه اين مافياي فعلي سينما بگذراند!!
 واقعا عالم پس از مرگ چگونه است؟! ظاهرا اجازه تجمع و معاشرت و رفاقت هم داده مي شود. حتما شما هم خيلي شنيده ايد يا خود ديده ايد كه چند روز قبل از مرگ يكي از فاميل يك نفر در عالم خواب يك يا چند متوفي فاميل را مي بيند كه خبر از امدن يك مهمان مي دهد و در حال تدارك پذيرايي ست.نادانسته هاي ما از عالم پس از مرگ خوف و هيجان توامي دارد كه معلوم نيست فكر كردن زياد به ان خوب است يا بد.سخت از اين بابت كه شور زندگي را در ادم كم مي كند ولي خوبي اش اين است كه ادم حواسش به مردن و حساب و تنهايي بي بازگشت هست و ميرايي و بي ارزشي دنيا.
 خدا كند ادم بتواند به فرموده علي( ع ) عمل كند كه براي دنيايش ان گونه باشد كه هميشه
مي ماند و براي اخرتش نيز ان گونه كه لحظه اي ديگر خواهد مرد. بيايد دعا كنيم كه روحمان لياقت ازادي داشته باشد

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 توسط مصطفی جلالی فخر | لینک ثابت |