

يكي از همكاران دوستي را معرفي كرد كه نقاش است و آبرنگ هاي زيبايي مي كشد ، عكاس هم هست. و هر كجا كه مي رود سوغاتي از تصوير براي خاطره اش مي آورد. از سر لطف ، كارهاي خود را نشانم دادند تا دريافتم را بگويم. حس سرخوشانه رنگ و تصوير را مي توانستم استشمام كنم. عكس هايي نيز از سفر اخيرشان به ماسوله ثبت كرده بودند. جايي كه برايم شاهكار لمس شكوه تنهايي درخت ها و بام هاست. يك بار به آن جا رفته ام و دوباره خاطرات اش برايم زنده شد.خوشحالم كه اجازه نمايش آن را در وبلاگم يافته ام. و حس و رازي كه در پيوند درخت ها و مه ماسوله ، عشوه گري مي كند. و خانه هاي گلين و پنجره هاي رنگي و گلدان هاي شمعداني ،كه در آغوش كوه و سبزي آراميده اند. يادم هست كه يك رود كوچك سركش هم داشت كه سركشي درون را به خلوتگاه آرامش مي برد. و نگاه پير مردي عصا به دست كه انگار عمري در نگاهش خفته. و پيرزن هاي چارقد به سري كه لب ايوان نشسته اند. و در هر پولك رنگي چارقدشان قصه اي ثبت است.و چه بسا تصوير كوچكي از بهشت. که خانم سارا زنجانی با یک دوربین دیجیتال نیمه حرفه ای دیده است.
تسلیت: با خبر شدم که همکار مطبوعاتی مان ، سرکار خانم سمانه احمدی / شب بی قانون به سوگواری آخرین سفر پدر خود نشسته اند. کاری جز تسلیتی به امید تسلی از ما برنمی آید. و طلب بهشت غفران برای سفرکرده و شکیبایی برای بازماندگان؛ که مویه کنان غمی این چنین اند.
منظورم از فمینیسم معیوب ، همان وارده ی فرنگی ست که بسترهای فرهنگی / اعتقادی / احساسی را نادیده می گیرد و پیش از آن که داعیه دار ترمیم و تعدیل و تقویت روابط زن و مرد باشد ، دستور شورش می دهد. و اعتراض را بر گفت و گو ارجح می داند. و می کوشد با عبور از همه باورها و مرزها ( طبعا منظورم انواع صواب و پذیرفته آن است ) و با عنوان جذاب و بی تعریف " آزادی زنان " ، ضدیت با مردها و گریز از مفاهیم و ارزش های نهاد " خانواده" را دامن زند. لحن و رفتار فمینیست های افراطی عمدتا عصبانی ، انتقام جویانه ، مغرورانه است و به گونه ای تعمدی می کوشند تا هر گونه حس و شعر و زنانگی را مسبب ظلم تاریخی به زنان بقبولانند. متاسفانه آمار رو به رشدی نشان می دهد که زنان و دختران متاثر از همین فمینیسم معیوب ، برخی توانایی ها و مهارت های ارتباطی خود را از دست داده اند و قادر به تنظیم روابط درون ساختاری خانواده نیستند. کسی منکر ظلم تاریخی نظام مردسالار نسبت به حقوق فردی و اجتماعی زنان نیست. اما راه اصلاحش هم سقوط از آن سوی بام نیست. چه از منظر اعتقادی/ اسلامی که مهم ترین معیار ارزیابی ماست و چه از لحاظ روان شناسی خانواده ( رجوع بفرمایید به آخرین چاپ روان پزشکی آکسفورد) بهترین نوع سامانه نظام خانواده ، مدیریت داخلی خانه ( از جمله خانه داری ) توسط زن و مدیریت اقتصاد خانه ( از جمله مسکن و امرار معاش) توسط مرد است. در تاریخ اسلام هم به صراحت قید شده که اولین توصیه حضرت محمد (ص) به دختر و دامادش پس از ازدواج ، همین بوده. " خانه داری " درست نیازمند 27 نوع مهارت کاری و روانی ست. و خانه ای که خانه دار درستی نداشته باشد ، پایه های سست و نا امنی دارد. ارجاع تان می دهم به هفده تحقیقی که در کتابخانه بیمارستان روزبه موجود است ( تا اواخر سال گذشته ) و نشان می دهد که آسیب های روانی در خانواده هایی که خانه داری درستی نداشته اند، به گونه ای معنادار و قابل تامل بالاتر است. البته خانه داری منافی سایر شئونات اجتماعی و فرهنگی نیست. و زن خانه دار به معنای زن کم سواد و کم شعور و توسری خور نیست. متاسفانه برخی بانوان اندیشمند ما به جای اصلاح این باور غلط ، سعی در پاک کردن مسئله و انکار نقش خانه داری برای زن هستند. با خانم سوفیا موافقم که تلویزیون نتوانسته ترسیم شایسته ای از خانه داری ارائه دهد اما این دلیل نمی شود که اصل قضیه را مطرود بدانیم. بر خلاف یافته درکی خانم یاسمن ، عرایض بنده ارتباطی به مرد سالاری ندارد و نوشته ها و عقاید قبلی من نیز که در نوشته هایم منعکس بوده نشان می دهد که به شدت با هر گونه روش و راهکار سالارمابانه ( مردانه یا زنانه ) مخالفم. حرفم این است که تفکیک مسئولیت ها می تواند به آرامش و راهواری کشتی خانواده کمک کند. این که زن خودش را بابت انجام امور داخلی خانه ، کلفت قلمداد کند و مرد نیز بابت کار و خرید و تامین معاش ، خودش را حمال بداند ، راه به ترکستان می بریم.اگر هر دو طرف عظمت و شایستگی کار و مسئولیتی را که می پذیرند بدانند، نیازی به جدل و انکار نیست. و احیانا لحن خشمگینانه و طعنه آمیز. تراژدی دنیای امروز ، گم شدن حضور " زن " است. و یادمان باشد که زن ، "زن" است و نیازی نیست که برای خودش یک پا مرد باشد!
نوشته ای در باره عملکرد خانه سینما / اعتماد
گفت و گو با روزنامه تهران امروز، در باره جایگاه زن در سینمای ایران