تبليغاتX
تخته خاکستری - فرار

ماه در بدر کامل است

ولی ما فکر همه چیز را کرده ایم،

پیغام را به زندانی ها بفرست،

امشب، ما فرار می کنیم.

 

وقتی علائم اغتشاش را شنیدید، که آهسته از لای در می آید،

همه چیزهای تان را ببندید

چیزی جا نگذارید.

 

هی بچه ها! امشب فرار می کنیم،

به آن طرف،

به سمت دیوار می رویم و فرار می کنیم.

 

ما از شنیدن این که دنیا دارد نابود می شود،

خسته و دل زده ایم،

پس قبل از این که برویم،

یک کاری هست که باید با رئیس ها بکنیم؛

بگذارید با هم در یک اتاق بیندازیم شان،

آره!!!

و بگذاریم با هم حسابی دعوا کنند،

تا این که ببینند از هیچ و پوچ

جز هیچ و پوچ نمی ماند.

 

هی بچه ها! امشب فرار می کنیم،

به آن طرف،

به سمت دیوار می رویم و فرار می کنیم.

 

در را باز کن! در را باز کن!

بگذار بیرون بروم! می خواهم بروم؛

این دنیای ما هم هست،

این دنیای ما هم هست،

این دنیای ما هم هست.

 

هی بچه ها! ما امشب فرار می کنیم،

به آن طرف،

به طرف دیوار می رویم و فرار می کنیم.

 

" هر چه بگویید به شما خواهیم داد"

هی بچه ها ! ما امشب فرار می کنیم،

به آن طرف،

به سمت دیوار می رویم و فرار می کنیم؛

" بیش تر از آن که بتوانیم بگوییم دل مان برای تان تنگ می شود".

 

                                                                     کریس د برگ

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386 توسط مصطفی جلالی فخر | لینک ثابت |