

قتل بی نظیر بوتو به گونه ای تراژیک بر افکار عمومی اثر گذاشت. و کتمان نمی کنم که بی توجیه چندانی ، خیلی غمگین شدم. و این چند روزه نیز ، یاد و افسوس اش را حس می کنم. گمان نمی کنم که الزاما به دلیل سابقه خوب او در مراوده با کشورم باشد. این که ما بهترین دوران همجواری با پاکستان را در دوره نخست وزیری او داشتیم. و یادم هست یکی از مهم ترین اشرار بلوچستان را دستگیر کرد و تحویل مان داد. و بیش ترین مراوده میان دانشمندان دو کشور در آن روزها بود. شاید به دلیل شیعه بودن اوست. و افکار مترقی اسلام خواهانه اش. که باعث شد تا کم ترین اختلافات فرقه ای در کشورش را در دوره ریاست خودش شاهد باشد. و همیشه می کوشید در حد توان به کاهش مظلومیت شیعه کمک کند. شاید به دلیل زن بودن اوست. و این که همواره همه برای زنان اندیشمند و صاحب اثر، کلاه احترام از سر برداشته اند. پدرش و برادرانش ، بی نظیر و چه بسا همین پسر نوزده ساله اش، مقامی چونان گاندی و خاندانش دارند. و عجیب این که همه شان به گونه ای ظالمانه به قتل رسیدند. جز پسر نوجوانش که تازه جند روزی ست بر جایگاه مادر نشسته – و البته به نظرم کار اشتباهی ست . شاید غمگینی ام به این دلیل است که قتل بوتو ، سیلی واقعیتی تلخ است به صورت ها. که هنوز دیکتاتوری با خشن ترین و بدوی ترین اشکال ممکن به صورت جهان چنگ می کشد. و عموما با لباس قوانین خود ساخته. دیکتاتوری های قانونی. مشرف یکی از بارزترین نمونه هاست. که البته ادای انتخابات هم در می آورد. مثل رای 98 درصدی ای که صدام برای خودش اعلام کرد. یا کشورهای حوزه خلیج فارس. مشرف به عنوان یک دیکتاتور کثیف ، برای ماندن بر مسند قدرت، به راحتی جدی ترین مخالف خودش را می کشد- که صاحب محبوبیت فوق العاده ای نیز بود. چون با حضور بی نظیر بوتو ، امکان انتخابات نمایشی به آسانی مقدور نبود. نواز شریف هم که مطلقا در حد و اندازه بوتو نیست. و تازه به او نیز هشدار مرگ داده شده. نمی خواهم دائی جان ناپلئون باشم ، اما حدس بالایی وجود دارد که بوتو قربانی باج دهی سنگین مشرف به آمریکاست. مطمئنا بدون چراغ سبز بوش، مشرف جسارت چنین جنایتی را نداشت. او از معادلات تازه سیاسی فهمیده بود که عمر حکومتش رو به پایان است. قتل بوتو تنها راه بود ظاهرا. با اجازه ارباب. امیدوارم مردم پاکستان به خون خواهی بی نظیر هم که شده ، توان نمایش مشرف را در انتخابات نمایشی پیش رو کم کنند.