تبليغاتX
تخته خاکستری - لطفا بلیت تان را پس نگیرید
زن دوم
زن دوم
( عكس: علی زارع ، حبیب مجیدی )

1.

مرد هزار چهره: بهترین مدیری این سال ها و بهترین پیمان قاسم خانی. یادم نمی آید که مدیری تا این حد ماهرانه از میمیک صورت و حرکات دست هایش بهره برده باشد. شوخی های فاخر و ضرباهنگ سنجیده. تا آخر جذاب ماندن و در اوج تمام شدن. هنوز جا برای ادامه داشت و گمانم جذبه نمایشی اش هم حفظ می شد. زنده کردن دوباره خمسه. رشد بهاره رهنما در قالب های نمایشی سال های اخیر. و تلنگر جامعه شناسانه آخر: من اشتباهی هستم!

 

2.

دایره زنگی: فیلمی که به یک بار دیدنش می ارزد. گاهی خنده دار است. اگر دو بار ببینید ممکن است نظرتان عوض شود و رضایت نسبی تان کم شود. حفظ دشوار ضرباهنگ در یک فیلمنامه شلوغ متوسط. در حد جار و جنجال جشنواره و لیست پر و پیمان بازیگرهایش نیست. بهترین هایش بهاره رهنما و امید روحانی هستند. بعضی شوخی هایش پیش پا افتاده و سطحی تر از حد فعلی سینمای ایران اند. بی جهت بهترین آدم نمایشی و قابل پرداخت خود را ( شیرین/باران کوثری) در حاشیه نگاه می دارد تا غافلگیرمان کند. یک فیلم ضد زن که توسط یک زن کارگردانی شده. گاهی به شدت تلویزیونی ست. ظاهرا اصلاحیه ها اثر کرده. و لو رفتن اصغر فرهادی. فیلمنامه های خوبش را خودش می سازد و بقیه را به بقیه می دهد تا بسازند. پشت کنکوری های پریسا بخت آور جذاب تر بود به گمانم.  

 

3.

پیامکی از دیار باقی: سیروس مقدم حرفه ای تلویزیون است. کارش را بلد است و خوش ساخت و جذاب می سازد- و البته متوسط و قابل فراموش شدن. شریفی نیا، هم چنان ماهر در نقش مردهای دو زنه و شالاتان که البته متنبه می شود. ورسیون طنز و امروزی توبه نصوح مخملباف. شیلا خداد توجیه کافی برای دلبری های مرد را ایجاد می کند. افسانه بایگان هم به سطح مستمر و قابل قبولی در بازی رسیده (پس از سال ها). هم چنان مثلث عشقی جذاب ترین درام است. وقتی دو هوو متحد شدند و مرد مشترک خود را راه ندادند، شعاری تر از آن بود که بتواند به کار بامزگی بیاید. یاد بوئینگ بوئینگ جری لوئیس افتادم و البته محال بود که کار سریال به آن جا ها کشیده شود. پیام سریال: فقط کمی به قبر و مرگ فکر کنید و عاشق شدن بهانه قشنگ تری برای تعدد زوجات است تا دختر دار شدن، ای مردهای دروغگو!

 

4.

مجنون لیلی: یک فیلم شریف که داستان مجنون و لیلی را به گند و ابتذال نمی کشد.هر چند که گاهی بی جهت مدعی گنده حرف زدن می شود. داستان های متعدد و کنار هم چیده شده اش را درست جمع و جور می کند. بر خلاف سازنده اش، سینمایی ست. بیش تر مردم راضی بوده اند و البته من چندان خوشم نیامد. هر چند ساختارش را قابل تامل و تحلیل می دانم. اول داستان که دختر عاشق را با یک برگه آزمایش در دست، غمگین نشان می دهد، فریبکاری بی جهتی ست. گفته می شود که گلزار برای این فیلم شصت تا میلیون تومان دستمزد گرفته. ریسک بزرگی کرده اند و ظاهرا جواب داده. صندوقچه کارکرد درستی می یابد و بر حلاف انتظار، به تکرار بی جهت نمی رسد. اصلا فیلم در این حد وسوسه کننده نیست که دوباره ببینید.

 

5.

زن دوم: ظاهرا سیروس الوند دیگر نتوانست سطح یک بار برای همیشه را تکرار کند و نام آن فیلم بر بخت هنری اش سایه افکند. البته او همیشه گمان کرده که فیلم هایش فوق العاده اند و منتقدین در اقدامی هماهنگ با او دشمن خونی هستند. یک داستان طولانی را به زور در یک فیلم سینمانیی جا داده اند. شنیده ام که به اندازه یک فیلم 4 ساعته تصویر گرفته اند و بعد خلاصه اش کرده اند. فیم بیش تر فتورمان است و تصویر سازی قصه کتاب است تا یک فیلم. نه فرصت کافی برای شناخت درونه آدم هایش دارد و نه اصلا قصه جذابی تعریف می کند. فیلمی که کسالت بار می دود و بیش تر به کار یک مجموعه تلویزیونی دوازده قسمتی می آید.بازی های ناهم جنس و بازیگرهایی که به حال خود رها شده اند. نیکی کریمی و امیر آقایی گلیم خود را از آب بیرون می کشند و در عوض بدترین و اغراق آمیز ترین محمدرضا فروتن این سال ها را می بینیم (گاهی فراتر از تحمل). هیچ دلیلی ندارد که بخواهید بعد از تماشا، پول بلیت تان را از فروشنده گیشه پس بگیرید؛ چون گناهی بر عهده ی او نیست.

 

پ.ن: سيروس الوند در گفت و گويي گفته است كه نيكي كريمي در زن دوم بازي ماندگاري در حد سارا ارائه داده و فروتن هم بسيار خوب بازي كرده است!

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 توسط مصطفی جلالی فخر | لینک ثابت |