
دیروز خبر نفرت انگیزی را در چند سایت دیدم. باور نکردنی و هشدار دهنده. نشانه ی عبور از آخرین مرزهای باقی مانده اخلاق. دختر استراليايي كه از پدرش صاحب فرزند شده، پس از اقرار به عشق نامشروع شان در یک برنامه تلويزيوني، مردم كشورش را متحير كرد. آن ها در برابر میلیون ها آدم نشسته اند و "فقط" از مردم ذرهاي احترام و درك خواسته اند!... دنیای متمدن با واژه ها و نظر های خوش آب و لعاب و با خرج کردن از بی دفاعی "آزادی"، گام به گام به توحش های اخلاقی رسیده است انگار. و البته رسانه ها نیز در هجمه ای هماهنگ، به قاب کردن بی اخلاقی ها و فقدان معنویت و عادی سازی بی شرمی در ذهن و فرهنگ مخاطب پرداخته اند. این که دو نفر با حداکثر کثافت رفتاری در برابر دوربین می نشینند و از عمل خود دفاع می کنند (به جای مجازات) پرده ای دیگر از همان نگاه رسانه ای مخوف و کثیف است. این برای انسانیت ننگ آور است که عده ای به بهانه ی آزادی، جامه پذیرش بر تن گنداب هم جنس بازی کرده اند و با وقاحت تمام مدعی هم هستند. که مثلا چرا در فلان کشور، هم جنس بازی آزاد نیست. پیش از این نیز با هزار ترفند و بحث و فیلم و طی یک دهه تکرار ، شرم و گناه روابط نامشروع زنان شوهر دار را از خانه های حرمت مخاطبان خود دور انداخته بودند." آزادی" به همان اندازه که در جوامع دیکتاتوری بی پناه و سرکوفته است، در چنین مرداب های بی اخلاقی نیز شرمسار و سرافکنده است.حماقت است که کسی گمان کند دفاع از آزادی و روشنفکری بایستی با هر نوع پذیرشی در برابر گفتار و کردار همراه باشد. به راستی، دنیای متمدن مدعی، در برابر این دو نشانه سیاهی که روبروی شان نشسته اند و ادعای عشق هم دارند چه خواهد کرد؟!