

یکی از مهم ترین دلایل رکود جوامع، دوری گزینی از نقد است. حصار چینی برای دور ماندن از انتقاد، در نهایت به نفع همان موضوعات محفوظ مانده از نقد هم نیست. چون بر اثر رکود می گندند و بنای خود را بر خشت های کج بالا می برند. متاسفانه مدتی ست که عده ای با ترفند شکایت می کوشند تا حریم امنی برای خود ایجاد کنند. چون اگر شکایات به نفع آن ها هم تمام نشود ، به هر حال منتقدین را خسته می کند و نفرات بعدی ترجیح می دهند که سر بی درد را دستمال نبندند. مثلا شکایت اخیر علی دایی از کسی که به عنوان کارشناس ورزشی در برنامه ای حضور داشته و به نظرش برخی اقدامات دایی خطا بوده است. این که دایی از این نقد برآشفته و به جای پاسخ و چالش روشن گر، کار را به دادگاه کشانده، خیلی خودخواهانه است. کاری به شانیت آن کارشناس و درستی و نادرستی حرفش ندارم اما نفس تلاش برای تخطئه ی نقد است که مذموم و زشت است. او در واقع می خواهد در شرایط تازه و لرزان و پر مخاطره مربی گری تیم ملی، دور خودش حصاری از تیغ و تهدید بکشد تا بقیه حوصله و جرات نقد نکنند. شبیه کاری که چندی پیش کانون کارگردانان خانه سینما در برخورد با مطلب من کردند. صدور انواع و اقسام تهدیدات نسبت به روزنامه اعتماد و بنده ( با واسطه البته ) و تهدید به شکایت و دادگاه و "حالتون رو می گیریم!". البته آن ها چنین نکردند و اتفاقا بدم نمی آمد که چنین کنند. چون چیزهایی برای گفتن داشتم که خوب بود به این بهانه به مطبوعات راه پیدا کند. نتیجه این تهدیدات این شد که حداقل روزنامه اعتماد از خیر کنکاش در باره این کانون ویژه گذشت و آن ها می توانند بی سر و صدا، به ماهیت محفلی خود ادامه دهند. جالب است ( در واقع نیست ) که داوران فوتبال هم به فکر چنین راه کاری افتاده اند. مدت ها بود که این نگره غلط گسترش یافته بود که داوران را نباید نقد کرد و قانون پذیرش مطلق زمین چمن، در همه جا مستدام است. برنامه نود توانست در طی این سال ها بر علیه چنین تفکر معیوبی مقابله کند و فقر سواد و نگاه داوری زیر متوسط فوتبال ایران را آشکار کند. خیلی چیزها رو شد و مردم در مقام پرسش گر ظاهر شدند. اخیرا طی دستوری صنفی، داوران فوتبال از مصاحبه منع شده اند و فشارهایی نیز بر برنامه نود و کارشناسان داوری وارد شده است. حتما دیده اید که در برنامه های اخیر ، کارشناسان می کوشند تا بیش تر به تایید اشتباهات داوران بپردازند. نمونه ها و حیطه های شبیه این کم نیستند و موارد قابل ارجاع تاسف بار است. کار آن قدر شور و بعضا مسخره شده که ثبت احوال فارس هم قصد داشت تا از مرد هزار چهره شکایت کند!