تبليغاتX
تخته خاکستری - لذت نا اگاهی و کمی سیگار!

 

مدت هاست كه دنبال بهانه اي هستم تا در باره فوايد كم اگاهي بنويسم و چون پزشك نيز هستم ،اين دو حيطه را به هم مربوط كنم. در روزگاري كه همه از ضرورت دانش افزايي و دانستن مي گويند ، من مي خواهم بنويسم كه گاهي ندانستن چقدر بهتر است. بهانه مي خواستم براي نوشتن و كمي حوصله....تا اين كه ديشب در يك خواب دو كابوس ديدم، اول اين كه يك گربه خاكستري كه از ترس من گوشه اي كز كرده بود، ناگهان به سوي من پريد و همه سر و صورتم را خونين كرد و وحشت. بيدار شدم و دوباره خوابيدم. اين بار ماشينم ناگهان جوش اورد و امپرش چسبيد به ته. بخار از زير كاپوت بيرون مي زد و .......
صبح كه داشتم به اين دو كابوس فكر مي كردم و دنبال تعبيري برايش مي گشتم ، كاملا مفهوم بود كه علت اين دو كابوس ياداوري نوشتن همين مطلبي ست كه در  زير مي خوانيد!!!

******

پزشكي چيزي شبيه نجوم است و حجم دانسته هايش در برابر ان چه نمي داند اندك است. خيلي اندك. بدن انسان ان قدر پيچيده است كه از همين يك قلم جنس خلقت مي توان به عظمت خدا رسيد. به قول دوستي، پزشك بي ايمان را خدا بايد چند برابر تنبيه كند. در كنار اين بزرگي و نظم و بنا به ضرورت حركت همه اجزاي جهان به سمت فروپاشي ( انتروپي ) هزاران احتمال مرگ نيز با ما زيست مي كند. در واقع براي هر لحظه زنده ماندن، از از اين همه احتمال نماندن جان به در برده ايم. هيچ حساب و كتابي هم ندارد. از همان لحظه شكل گيري نطفه ي بودن انسان تا اخرين ثانيه، پايش لب گور است. بدي پزشك بودن اين است كه همه ي اين احتمالات را مي داني و تازه مي داني كه چقدر نمي داني. هيچ قطعيتي در اين سامانه وجود ندارد. حتي در مواجهه با بيماري ها نيز عمدتا به درمان علامتي مي پردازد و كاري از دستش ساخته نيست. ان قدر كه بدن انسان چشم به احتمالات دارد گمان نمي كنم كه يافته ايي مشابه ان باشد. فكر كنيم در هر لحظه و به هر دليلي يكي از اين چند ميليارد سلول مي تواند سرطاني شود و در جنگ با سيستم ايمني نيز پيروز شود. يا بسياري بيماري هاي بي علاج غير كشنده. صدها دارو و هزاران عوارض دارو كه كاملا تصادفي رخ مي دهد. گاهي براي يك نشانه يا شكايت باليني ده ها تشخيص افتراقي وجود دارد و اخرش هم معلوم نمي شود به چه دليلي ست. بسياري داروهايي كه ما مي خوريم درمانگر نيستند و فقط كمك مي كنند تا رنج كمتري بكشيم. نقش و  پيچيدگي متقابل روان و اعصاب با ساير يافته ها هم كه مزيد بر علت مي شود. نمونه ها بسيارند اما مي گويند در وبلاگ كوتاه بنويسيد تا خوانده شود.

اگر پزشك نباشيد مي توانيد به يك پزشك اعتماد كنيد و او هم بلد است كه چطور شبيه عقل كل ها رفتار كند. شما هم به داروهايش به چشم اكسير حيات نگاه مي كنيد و همين تاثير مثبت دارد. تازه از هزاران احتمال مرگ هم بي خبريد و زندگي تان را مي كنيد تا وقتش بشود. .....حتي مي توانيد راحت تر سيگار بكشيد!!!!

******

همه ي اين ها را نوشتم تا به اين جا برسم كه دنيا را مي بينيد! يك نفر هفتاد سال روزي يك پاكت سيگار مي كشد و اخ نمي گويد و يك نفر مثل من بعد از چند سال ناقابل سيگار كشيدن دچار برونشيت مزمن و فشار خون و زخم مري و تنگي نفس و.....( بقيه اش را نمي نويسم كه چشمم نكنيد!)  و بعد مجبور مي شود سيگار را ترك كند كه تا الان مي شود چهار ماه و يازده روز و  چهارده ساعت و هجده دقيقه! و جالب تر اين كه همه ي ان امراض هم رفع مي شود تا نشان دهد كه به دليل همين چند سال سيگار بوده. غصه ام گرفته كه امسال سال تحويل كه قراره روبروي دريا باشم چه كار كنم پس؟!!!

 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 توسط مصطفی جلالی فخر | لینک ثابت |