
چند روز پيش ، از زبان اهل معرفتي كه صداقت خوبي در كلامش بود ، حرفي شنيدم كه حلاوتش هنوز با من است. برايش گفتم كه برايم سخت است انديشه توامان به خدايي كه هزاران برابر مادران ، عاشق بندگان خويش است و در عين حال مي تواند با نهايت ريزبيني و سخت گيري ، عذاب مان كند. به او گفتم كه من بيش تر مي ترسم از خدا و خوف دارم از اين همه ناشناخته گي معيار بخشش و عذاب خدا و چه بسا درستي و نادرستي بسياري كارها
او برايم گفت كه روزي رسول الله (ص) كه امت خود را بسيار دوست مي دارد ، در وساطتتي مهرورزانه از خدا مي خواهد كه " گناهان امت من را فقط به من بگو، به كس ديگري نگو"
پاسخ خدا اين بود كه "به تو هم نخواهم گفت!"