

چند روز پيش در جلسه نمايش خصوصي مستند انگشت هاي پاي چپ حضور داشتم. اين فيلم يك ساعته را فرشاد فداييان در مدت هفت سال ساخته است. شخصيت اصلي ، دختري 48 ساله به نام سعيده است كه از بدو تولد دچار فلج مغزي از نوع اتتوئيد/ ديستونيك* است اين دختر توانسته با انگشت پاي چپ خود بنويسد و تا مقطع ليسانس ادبيات تحصيل كند و همين گونه نيز توان انجام برخي كارهاي روزانه خود را كسب كرده است . اين فيلم در 172مين جلسه نوروساينس شناختي – اجتماعي نمايش داده شد كه به همت دكتر نجل رحيم برگزار مي شود و در طول اين هفت سال در مقام پژوهشگر و نورولوگ نيز با اين فيلم همكاري داشته اند. كارگردان هم بود و سعيده ( شخصيت اصلي ) را به اتفاق خانواده اش همراه خود اورده بود.
فيلم تاثير گذاري بود و به خوبي مي توانست سختي زندگي سعيده را به تماشاگر منتقل كند . بي ان كه نگاه كاوشگرانه اي به لايه هاي دروني روح اين ادم داشته باشد ، با تمركز بر سطح زندگي او و نماي درشت بدشكلي و زجري كه سعيده مي برد ، حس دلسوزي تمام ما را بر مي انگيزد.او با معطل ماندن ازار دهنده بر نحوه حرف زدن و حركت و كار با انگشتان چپ او ، مي كوشد تا تلخي اين ناچاري را در جام و كام ذهن مان بريزد. ابايي هم ندارد كه نماي سرپايين از غلت زدن سخت او براي رسيدن به نقطه اي ديگر از اتاق مي تواند باعث تحقير او و ترحم ما شود . خيلي اذيت شدم و گاه توان ادامه نگاه كردن را نداشتم و سرم را پايين مي انداختم. خجالت مي كشيدم از اين كه تا اين حد وارد حريم خصوصي يك معلول شده ام. حس بدي داشتم كه يك كارگردان براي اهداف سينمايي خودش در حال سلاخي يك ادم بيچاره است و البته با رضايت خودش. اين ادم پشت سر من نشسته بود و با اصواتي كه خيلي درد اور بود به برخي صحنه هاي تماشاي خودش واكنش نشان مي داد.
فيلم كه تمام شد اولين سوال را من مطرح كردم ، با صدايي كه از شدت حزن و غم مي لرزيد و بغضي كه مي كوشيدم بيرون نريزد. پرسيدم كه هنرمند تا چه حد مجاز به نمايش رنج ادمي ست؟ ايا ما حريمي براي خود قائل هستيم. كارگردان كه اصلا منكر رنج بود ، مدعي نمايش شور زندگي بود. بقيه حضار متفق القول بودند كه رنج ديده اند و بحث بر سر اين شد كه درست است يا نه. فيلسوف گرانقدري* كه احترام فوق العاده اي براي ايشان قائلم در پاسخ به اين پرسش فرمودند كه هنرمند مجاز به نمايش هر چيزي هست و اصلا مرزي وجود ندارد. پي جويي هر نوع محدوديت و حريمي هم در حكم سانسور هنرمند است و ناشايست .دوست ديگري هم گفت كه مخاطب حق انتخاب دارد و چون شما قادر به ترك سالن و رنج نكشيدن هستيد ، پس كارگردان مجاز به نمايش هر صحنه ي رنج اوري ست . بزرگوار ديگري با پافشاري بر نسبيت اخلاق و عدم قطعيت مباني ، طرفدار بي حدي در نمايش و بيان بودند.
بحث پيچيده اي ست . ايا ازادي بيان مجوز كافي براي هر نوع عرضه اي هست ؟ ياد روزهايي افتادم كه مستند هاي جنايات صدام توزيع شده بود . در يكي از ان ها جلوي چشم ما سر يك ادم را بريدند. حالت بدي پيدا كردم و تا يك ماه اذيت شدم . يا مثلا ساخت و نمايش اثار پورنو با چنين استدلالي قابل توصيه و پذيرش است ؟ اصلا پورنوگرافي مختص جسم است؟ يا به حريم روحي ادم ها نيز قابل سرايت است؟ ايا فرشاد فداييان در برخورد با سعيده دچار چنين رويكردي نيست؟ ايا ازادي تماشاگر براي نديدن اثر توجيه مجوز ساخت هر چيزي هست؟ گمان نمي كنم دنياي بي حريم دنياي خوبي براي زيستن باشد.تصور كنيد هيچ مبنا و اخلاق و محدوده اي نبود. سخت نبود؟ شايد تصور من اين است.
پ . ن 1 : بيماري اي با محدوديت شديد حركتي و انقباضاتي ناخواسته با حركات نامنظم و ناخواسته ، به ويژه هنگام حركت هاي ارادي و حالت هاي هيجاني. صورت ، دست ها ، تنه و پاها شكل طبيعي ندارند و به نوعي كج و كوله يا پيچ و تاب خورده اند. با ظاهري كژريخت و مسخ شده كه به نظر مي ايد دائما در حال شكلك در اوردن هستند. ان ها توان اداي درست كلمات را ندارند و با كلماتي نامفهوم، منظورشان را به سختي ادا مي كنند. ان ها اغلب براي رفع نيازهاي ابتدايي خود به ديگران احتياج دارند. به علت اسيب پذيري بيش تر نيمكره چپ كه اندام راست را كنترل مي كند، اعمال ارادي پاي چپ ان ها كم تر اسيب مي بيند.
پ . ن 2 : نام اين فيلسوف گرنقدر را نمي اورم چون از ايشان اجازه نگرفته ام كه صحبت هاي شان را در يك جلسه خصوصي با نام شان قيد كنم