
برای ایرج
که می گویند سال ها پیش نمرده است

من كسي را مي شناسم
كه نديدمش
اما گفته مي شود كه سال ها پيش مرده است
يا نمرده است
از بس خوب بازي كرده
كه پرده اخر كفن و دفن را هم اجرا كردند
تا واقعي تر شود
************
جوان بود و اهل فردا
با يك جفت فانوس رنگي
روي صورتش كشيده شده بود
اما نور فانوس برايش كم بود
مي خواست خورشيد بخرد
رفت دنبال کشف طلا
تا یک روز كه از بس ثروت داشت
باده فقر طلب كرد
از باده فروشي كه پير بود
*******************
سرخوش بود
معشوق
رقص در كرانه ي بي بودي
ان قدر سر به ستاره ساييد
كه عاشق شد
تازگي ها نمايش مرگ بازي مي كرد
زياد
تك نفره
پر از ريزه كاري بود
و كام مي گرفت از دريا
تا جوان ناكام نباشد
***************
هزار شب كه نخوابيد
عاشق خورشيد شد
فقيرتر از فقر
نور هم عاشق او شد
تا این که يك بار ارام
دستي از اسمان
پرده اخر را كنار زد
و جواني ايرج هم
مستانه ترين بازي اش را تمام كرد
*************************
باور مي كنيد كه هنوز
سال هاست
به زمين باز نگشته است؟