تبليغاتX
تخته خاکستری - چند جور نگاه کردن به یک عکس

اين عكس را كه ديدم چند برداشت در ذهنم شكل گرفت . ديدم نمونه ي بدي نيست براي حرف زدن در باره " نگاه منشوري " . مي دانيم كه منشور براساس اين كه با كدام وجه اش  به منظر پيش رو نگاه كني ، تصوير و رنگي متفاوت ارائه مي دهد. بسياري مشكلات ما اين است كه صاحب اين منشور نيستيم يا هستيم و حاضر به چرخاندن زاويه نگاه مان نيستيم . قضاوت هاي يك سويه از همين منظر ناشي مي شوند. اين فرموده از رسول الله كه : چون گمان بد بردي ، قضاوت مكن " ، شايد اشاره اي غيرمستقيم به ضرورت وجود چنين منشوري در ما باشد . گاه برداشت ها چنان متنوع و متفاوت اند كه اشكارا امكان يكسويه نگري را از ادم مي گيرند. بياييد به اين عكس نگاه كنيم و ببينيم چه تحليل هايي قابل ارائه است.

 

 

 

1)      عجب مو و لباس تابلويي . خوشي زده زير دلش . از فرط پولداري نمي دانند چه كنند با خودشان!

           تبصره : يك دوست سينمايي دارم كه در بعضی فیلم های کوتاهی که کارگردانی کرده ام ، درکنار من بوده . او هميشه به اين آدم ها مي گويد پولدارهاي كثيفي كه حق ما را خورده اند!!! و جالبه كه خودش جزء همين آدم هاست ، منتها تميز و حق كسي را هم نخورده!

 

2)      عجب نشاطي . انرژي دارد از سر و رویش مي بارد . يك جوان سرحال كه حاضر نيست تن به سنت ها و تكرار پوسيده اطرافش بدهد . او دارد خودش را فرياد مي زند. آزادي يعني همين!

         تبصره : همان دوست بالايي كه گاهي لباس هاي عجق وجق مي پوشيد ( اين تعبير پست مدرن من بود از او!)  در برابر شوخي هاي طعنه اميز من از چنين استدلالي بهره مي جست.

 

3)      نشانه ی آشكار گمگشتگي هويت نسل جديد . وقتي ريشه هاي فرهنگي و ديني و ملي مملكتي كمرنگ بشود ، نتيجه اش همين بيماري ست . اين ها غده هاي چركين عفونت فرهنگ يك سرزمين اند.

                  تبصره : همان دوست بالايي در عين حال كه اين ادم ها را عقده اي مي دانست معتقد بود كه بقيه غلط مي كنند كه بگويند ريشه فرهنگي بايد چه شكلي باشه و تازه مدعي بود ما  ( منظورش خودش و هم سن و سال هايش بود ) مي خواهيم ريشه هاي تازه اي براي آيندگان خلق كنيم . ايرادي داره؟!

 

4)      اصلا چرا بايد يك آدم نشانه چيزي باشد ؟ ما چه كار داريم كه با هويته يا بي هويته ؟! خب دوست دارد اين جوري لباس بپوشد. مزاحم كسي كه نمي شود . گناه هم نيست . نوع لباس پوشيدن حق بديهي آدم هاست . گير نديد بابا!

                   تبصره : دوست بالايي سخت مخالف بود و مي گفت مگر شهر هرت است كه هركسي هر جور دلش خواست لباس بپوشد . هر جايي اداب و قوانين خودش را دارد .

                    تبصره فوري دوم : اگر مي بينيد اين دوست ما  گاهی متناقض به نظر مي رسد ، به گيرنده هاي خود دست نزنيد . اين عزيز گاهی اين جوري بود و احتمالا هست!

 

5)      امنيت رواني / ديداري هر جامعه اي منحصر به خودش است و لازم  است كه رعايت شود . اين امنيت توسط خواست عامه مردم تعريف مي شود . پس اگر بيش تر مردم از ديدن چنین قيافه اي حس خوبي به آن ها دست نداد ، پس او هم حق ندارد با اين تيپ در معرض عامه ظاهر شود . اگر اينجا تگزاس امريكا بود ، ايشان مجاز بودند كه با شلوارك هم تشريف بياورند بيرون .  اما.....!

         تبصره : دوست من در باره اقايان قوانين سفت و سخت تري داشت  ( مثلا ممكن بود حكم شلاق هم براي اين جوان بدهد ) اما به طرز خيره كننده اي طرفدار ازادي بي نهايت در پوشش بانوان بود و ....!

 

6)      مشكل جامعه ما اين است كه عادتي رفتار مي كند. خب اين ادم متفاوت است. يك نفر بايد كارهاي جديد را شروع كند ديگر . كساني در برابر اين نوع تازه ها مقاومت مي كنند كه سال ها پيش در برابر دوش در حمام  ( در برابر خزينه ) ايستاده بودند.

         تبصره : يادم هست كه يك بار همان دوست با مرام بنده پس از تيغ زدن كل كله و  گذاشتن 2 سانتي متر مربع ريش در چال چونه مبارك  ، به اين ديدگاه سوپر مدرن اشاره فرمودند

 

7)      اين بنده خداها  اغلب و  اتفاقا نه پولدارند نه بالا شهر نشين . اين ها كمبود دارند و مي روند با هزار بدبختي پول فراهم مي كنند و از اين لباس ها مي خرند و مي ايند طرف هاي بالا كه مثلا سري تو سرها داشته باشند و احتمالا يك دوست دختر از بالا پيدا كنند . خيلي هم ترحم برانگيزند.

         تبصره : ان ( يا اين ) دوست عزيز با خشم مدعي بود كه اين حرف ها ، اتهامات كثيف ادمهايي ست كه فقط بلدند كساني را كه شبيه خودشان نيستند تحقير كنند. او معتقد بود كه منش زندگي و ميزان درامد ادم ها جزء شخصي ترين حريم هاست و هيچ تنابنده اي ( او يك دشنام ابدار هم نثار ان تنابنده مي كرد ) حق دخالت در اين حريم را ندارد . من دوست دارم نان خشك بخورم ولي بروم شلوار اينجوري مارك دار بخرم صدهزار تومان . به كسي مربوطه؟

 

 

 

اين منشور همچنان قابل چرخاندن است و تازه مي شود به برخورد نيروي انتظامي با او هم با همين منشور نگاه كرد. چه اهميتي دارد كه من خودم با كدام زاويه ديد بيش تر موافقم.؟! فقط مي دانم كه اين جور تيپ ها را دوست ندارم و تا به حال نپوشیده ام. در حد سليقه . عقايد اجتماعي ام را هم نمي گويم تا بر اين منشور تاثيري نگذاشته باشم . براي خودم

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 توسط مصطفی جلالی فخر | لینک ثابت |