
در يكي از همين وبگردي ها بود كه كسي در باره ي رضا یزدانی و محسن نامجو نوشته بود و كاملا واضح بود كه قصد دارد ما را اغفال كند تا آلبوم تازه ي يزداني را بخريم . خوشبختانه سليقه ي آكادميك موسيقي ندارم و همين جوري و بر اساس برخي گرايشات هنري و مبتذل ( بخوانيد درهم ) و فصلي و خودخواهانه به آن ها گوش مي دهم .....پس نادانسته و صرفا از سر كنجكاوي آلبوم هیس را كه در يك كاست طاها درج شده بود خريدم . اين توضيح ضروري نيست اما شايد بد نباشد بدانيم كه من فقط در ماشينم موسیقی گوش می دهم( كه پخش فابريك كارخانه دارد و سي دي هم به كارش نمي ايد ) و احيانا اگر در منزل دوستي باشم. همه اين ها را گفتم كه اگر قصد دشنام و واي واي گفتن از خريدن همچين كاستي داريد ، شرايط بنده را هم لحاظ بفرماييد.
خلاصه اين كه از ديروز تا حالا همين هيس در ماشين من مشغول جيغ و داد است . خيلي پاپ است و راك ( !) و يك جورهايي بامزه . بلاتشبيه به پينگ فلويد به عنوان يك الگوي حسرت بار نظر داشته . جالب بودنش در وحشي گري موسيقي و آواز آن است . ...مثل شورش بي دليل مي ماند . صدايش مجروح است انگار .عصیان دارد. زخم دارد ( واي! دارم شبيه كيميايي مي نويسم !...خدا حفظمون كنه! بد نيست بدونيد كه رضا يزداني در دو فيلم حكم و رئيس كيميايي هم خوانده ) ....اصلا صدايش مال دنياي كيميايي و آدم هايش است . مثل كساني مي ماند كه تعمدا دور از جريان عادي جامعه نفس مي كشند . شبيه جواني كه مجري طرح اخرين فيلم كوتاهم بود ( و چقدر ادم با حالي بود ) و پليور و تي شرت و.....را برعكس مي پوشيد!.....
صدايش از آن صداهاي نكره است كه اذيتت نمي كند . بخش وحشي آدم را تحريك مي كند و هوس مي كني لااقل در خيالت چند تا از اين پوسته هاي مسخره اي كه روي خودت گذاشته اي تا آدم متشخصي باقي بماني را كنار بزني . اصلا موسيقي راك اين شكلي ست . وقتي صدايش را گوش مي كردم مي توانستم تصور كنم كه دارد در ترافيك جردن ، با يك گيتار الكتريك در دست ،سرش را تكان مي دهد و مي خواند و لاي ماشين ها وول مي زند و به شيشه ي بعضي از آن ها مي كوبد . مثل ديوونه ها . يك لحظه تصور كنيد كه ديوونه گي هاي اين جوري چه مزه اي داره.....گفتم تصور و خيال و بد نيست كه دوست داشته باشم كه به ترانه ي كارتون اش لنگر بندازم . از اون شعرهايي كه بر اسب خيال نشسته است و هر جا بخواهد سرك مي كشد . براي آدم شدن پینوكيو جشن مي گيرد و لو مي دهد كه گاليور، عاشق فيليرتيشيا بوده!....و دست آخر آرزوی یک زندگی کارتونی........
حالا گيرم كه در باره برخي كارتون هاي كودكي من حرفي نزده باشد . گناه كه نكرده است!....يادم بندازيد يك روزي در باره كارتون هاي كودكي ام مفصل بنويسم.