تبليغاتX
تخته خاکستری - کیفیت عطوفت

چند روزي ست مشغول كتاب " روان درماني و معنويت " نوشته ويليام وست هستم . كتاب بدي نيست و بر اساس تحقيقات متنوعي در اين باره تنظيم شده است . بيش تر بر راهكارهاي معنويت درماني استوار است و در عين حال نمي كوشد كه رابطه مذهب و معنويت را خط كشي شده نگاه كند . در باره همه ي شيوه ها  سخن گفته . كتاب در باره نوعي روان درماني مبتني بر معنويت و انرژي دروني نيز شرح حال مفصلي داده است  . در فصل پنجم كه از فضاي معنوي و خودفاش سازي معنوي سخن گفته ، اشاراتي از برايان تورن ( كه مدعي ست بهترين درمانگر مراجع محور بريتانياست ) در باب " كيفيت عطوفت " آورده كه باز خواني اش بد نيست . او از درك خودش مي گويد .  از لحظاتي كه مواجهه ي درماني براي درمانگر و مراجع به صورت تجربه معنوي در مي آيد :

 

 

در وهله ي اول، اين حالت ( كيفيت عطوفت ) كيفيتي ست كه كل وجود فرد را در بر مي گيرد . اين حالت در صدا ، چشم ها ، دست ها ،تفكرات ، احساسات ، عقايد ، موضع گيري هاي اخلاقي ، نگرش به موجودات زنده و غيرزنده ، پيدا و ناپيدا تجلي پيدا مي كند . در وهله ی دوم ، اين حالت خود را از طريق اين واقعيت نمايان مي سازد كه رنج كشيدن و شفابخشي ، دو امر در هم تنيده هستند . در وهله ي سوم ، عطوفت ، آماده بودن و توانايي به آساني جابه جا شدن ميان جهان هاي جسمي ، هيجاني ، شناختي و عرفاني را نشان مي دهد. در وهله ي چهارم ،خجالت و شرمساري در آن نيست ، زيرا به صورت استقبال تمايل به عشق ورزيدن تجربه مي شود و در نتيجه ، به خودي خود ، يك قانون به شمار مي آيد و در وهله ي پنجم ، عطوفت كيفيتي محسوب مي شود كه به جنس مونث و مذكر تعالي مي بخشد ، اما از طريق كشش يكي به سوي ديگري با هدف رسيدن به كمال ، امكان پذير  مي شود .

من وقتي عطوفت را تجربه مي كنم ، احساس مي كنم به اندازه اي با خودم در تماس هستم كه نيازي ندارم كه فكر كنم يا بدانم چه احساسي دارم . انگار انرژي از من جريان دارد و خودم اجازه مي دهم كه اين انرژي آزادانه رها شود...من در همان حال كه احساس قدرتمند بودن مي كنم ، احساس عدم تعلق نيز دارم...ما در جرياني از عشق غوطه ور مي شويم. يك فهم بدون تلاش يا شهود.

نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 توسط مصطفی جلالی فخر | لینک ثابت |