

خبر دار شده ام كه بيضايي به شدت از يادداشت كوتاه من در باره ي خود دلگير شده. هماني كه در خشت و آينه نوشته ام. كه گفته ام بي جهت ، فيلم نساختن او را به يك گروه خيالي مافيايي نسبت ندهيد . به هر حال بزرگان هم مجبورند كه در همين فضاي سود و سرمايه ، فيلم بسازند. همه مي دانند كه من چه قدر ، آثار او را دوست دارم. هميشه جزء انتخاب هايم بوده. براي آن مطلبي كه در باره " سفر در آثار بيضايي " نوشتم ، دو ماه تمام وقت گذاشتم و همه ي فيلم هايش را ديدم. فيلم هايش را دوست دارم و البته با خودش ارتباطي نداشته ام تا به حال. انصاف نيست كه به ديگران بگويد كه فلاني از ارشاد و .....حقوق گرفته تا آن يادداشت را بنويسد!!! من اصلا هدفم حمايت از بيضايي بود. كه بي جهت برايش پيرايه سازي سياسي نكنند. بيضايي در هفتاد سالگي چه كارش به اپوزيسيون و سياست و اين حرف ها؟ بگذاريد فيلمش را بسازد و بي جهت شلوغ بازي در نياوريد. خودش هم كمي واقع بينانه نگاه كند و پي جوي توطئه گران نباشد.
بيضايي گفته كه دو شب از دلخوري اين يادداشت خوابش نبرده. و گفته كه قصد دارد جوابيه سه خطي بدهد. خيلي ناراحت شدم كه ناخواسته باعث رنجش يكي از معتبران اين سرزمين شده ام. اويي كه با آثارش حق بزرگي بر فرهنگ و هنر ايران دارد. برايش پيغام فرستاده ام كه هدفم از آن نوشته چه بوده و كوشيدم تا سوءتفاهم رفع شود. تا به حال كه جوابيه اي به مجله نرسيده. اميدوارم اين نرسيدن نشانه ي خوبي باشد. حتي به دوست عزيزي كه واسطه ميان من و بيضايي ست، گفتم كه حاضرم حضوري به محضر استاد بروم و شانه اش را ببوسم. كه دلگير نباشد و بكوشد كه فيلم بسازد. بكوشد.