تبليغاتX
تخته خاکستری - این امیال شیطانی ست؟

امروز عصر رفتم سینما فلسطین به قصدتماشای قاعده بازی. با خواهر زاده ده ساله ام که اسمش سیناست. زودتر رفتیم و در سالن نشتیم. یک ربع مانده تا فیلم شروع شود. چراغ ها هم روشن است. حتما همشهری های تهرانی می دانند که صندلی های سالن دو ، مثل خانه های ماسوله اند. پله پله و درست به ارتفاع یک صندلی. پس آدم ها قاعدتا به پایین دستی های خود مسلط اند. زیر دست ما یک دختر و پسر جوان ( حدودا 21 ساله ) نشسته بودند. یک شاخه گل رز قرمز تزیین شده هم به دختر خانم اهداء شد. بنده داشتم کاغذهایم را در می آوردم که یادداشت بردارم.سینا با آرنج خود ، من را متوجه دختر و پسر کرد:" دایی! این ها چرا این جوری می کنند؟" که دیدم این دو جوان سخت در هم فرو رفته اند و به اموری مشغولند که توان شرح جزئی آن در این مجال نیست. توجه کنید که هنوز سالن روشن است. و نکرده اند تا تاریکی صبر کنند یا در ردیف اول صندلی بگیرند که بالا دست نداشته باشند. بنده به قصد این که سینای ده ساله حواسش به من جلب شود، سرش را گرم کردم. بد آموزی داشت خب. چراغ ها که خاموش شد و فیلم شروع شد ، بنده مشغول یادداشت برداری شدم - به خاطر قول نقدی که باید فوری بدهم - ولی خواهر زاده حواسش به فیلم زنده پایین دستی بود. گاهی هم به بنده سقلمه می زد. که ببین چه خبره و من می دیدم که بعله!.....کار عجیب بیخ پیدا کرده بود و حداکثر فعالیت ویژه قابل اجرا در آن موقعیت را انجام می دادند. به قول بعضی دوستان آذری زبان " ایفتیضاح!"
در برخورد اول آدم ممکن است سر تکان دهد که چه آدم های حقیر و بی جنبه ای هستند و احیانا دل بسوزاند که از بی مکانی به کجا پناه آورده اند و حتی به جهنم بفرستدشان . چه بسا معترض باشد و اقامه دعوا کند که باید با این ها برخورد کرد. چرا که به حقوق شهروندی تجاوز کرده اند و امنیت ذهنی دیگران را به مخاطره انداخته اند. خود من مدام نگران تاثیر اخلاقی نادرست این صحنه بر سینای ده ساله بودم. اما وجه دیگر ماجرا این است که حاکمیت و خانواده ها چه وظایفی در قبال این جوانان دارند؟ نمی توانیم که کبک گونه منکر تمایلات جنسی آن ها شویم. و خوب می دانیم که شرایط دشوار ازدواج باعث شده که میانگین سنی این اتفاق به سن های بالا برسد . گمانم در پسر ها به 30 سال رسیده. و در دخترها به 26 سال. نمی توان متوقع بود که اکثریت جوان ها دل به تقوا و ایمان و عرفان بسپارند. و دست از پا خطا نکنند. که البته عرفا و مومنین هم مدعی کنار گذاری و دوری گزینی از غرایز نیستند. منتها به صورت شرعی. خب جوانی که از حوالی هجده سالگی به بلوغ فعال می رسد تا گیرم 28 سالگی ، چه کند؟ یک دهه عمر است. که سرکش ترین تمایلات جنسی را هم در خود دارد. روان شناسی ثابت کرده که عدم ارضاء درست چنین میلی، منجر به ناکارامدی در سایر فعالیت ها هم می شود. چه یادگیری. چه شغلی. چه روانی. برخی تحقیقات نشان می دهد ( ارجاع می دهم به پایان نامه های موجود در کتابخانه بیمارستان روزبه ) که منشاء بسیاری اضطراب های نسل جوان ، سرکوب همین میل است. شاید باور نکنید که علت واقعی طلاق در برخی زوج ها هم همین بوده و البته چیزهای دیگری را بهانه کرده اند. جالب است که اسلام نگاهی کاملا مترقی به این قضیه دارد. واقعا چرا بخش حرام شناسی و مجازات دین را با سخت گیرانه ترین تفاسیر انجام می دهیم اما در برابر نگاه سهل و ممتنعی که به این مقوله دارد مقاومت می کنیم؟ همه نگران آزادی تنوع طلبی مردان هستند و کسی به فکر تازه بالغ ها نیست. و دخترها حتی. در همین صحنه ی سینمایی ، گلاب به روتون ، دختر خانم جوان فعال تر و بی پرواتر عمل می کردند!....
پیشنهاد خاصی ندارم یا دارم و بنا به ملاحظاتی بیان نمی کنم. ولی می دانم این قضیه به سه راس شریعت و فرهنگ و حاکمیت وصل است. فقه پویا که همواره مورد تاکید امام راحل بود ، در کنار نهادینه شدن برخی آزادی های محدود و مجاز ارتباطی میان دو جنس مخالف و البته فرهنگ سازی به مدد رسانه ها می تواند فضای بهتری خلق کند. که احیانا این دو نفر بتوانند در شرایط بهتر و آرام تری و بدون محدودیت و دغدغه ، به امور غریزی خود سامان دهند و بعد هم مثل بچه آدم بیایند و فیلم شان را ببینند. ما هم خیالمان از خواهر زاده ده ساله مان راحت باشد!

* ۴۲ گرم عریانی : نامه و نگاه و نماز

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 توسط مصطفی جلالی فخر | لینک ثابت |