

اصلا نمي خواهم و بلد نيستم در باره نسبت سياست با ساير امور حرف بزنم ؛ اما حس مي كنم كه در كشور ما ( شايد ) خيلي زود و گاهي به گونه اي افراطي ، همه چيز ماهيت سياسي پيدا مي كند. سياست هم بلافاصله پاي خط كشي ها و احتياط ها و جانب داري ها و منافع و خطرات احتمالي و.....را وسط مي كشد. سياست پيوند محو و گسترده و بحث برانگيزي هم با امنيت دارد . كه تبعا به افزايش حساسيت اموري منجر مي شود كه زير سايه ي آن قرار مي گيرند. سياسي شدن امور مانع مهمي در نگاه و تصميم گيري درست هم هست. در همه ي نهادها و مراكز مرتبط يا منتقد صاحبان قدرت هم جاري ست.
مثال مي زنم : يك فيلم معمولي و بي قصد و غرض سياسي ( سنتوري ) ناگهان مورد مناقشه يك وزن كشي سياسي قرار مي گيرد، توقيف مي شود و در عرض چند هفته ماهيتي خاص پيدا مي كند. بي جهت براي هر دو طرف هزينه ساز مي شود. چه آن ها كه توقيف كردند و چه كساني كه به توقيف معترض اند. در حالي كه سنتوري هم مي توانست آرام بيايد و برود و اين تعابير و تفاسير را هم به دنبال نداشته باشد.
يا مثلا برخورد با روز جانباز. كه امروز است. كساني كه در دفاع از ميهن خود دچار معلوليت مادام العمر مي شوند ، در همه جاي دنيا به عنوان قهرمانان ملي تكريم مي شوند. و ربطي ندارد كه چه گروهي بر سر قدرت است. ما اين جا باز گرفتار سياست زدگي شده ايم. فراموش مي كنيم كه اين ها به خاطر آرامش كنوني همه ي ما دچار اين رنج دائمي اند. امروز كه به بعضي وبلاگ ها سر زدم. خيلي ها به بهانه روز خبرنگار ، به محدوديت هايي كه پيش روي آن هاست معترض بودند و رفتار حاكميت رسانه را در برابر آزادي اطلاعات نمي پسنديدند؛ اما هيچ كدام به اين قهرمانان فراموش شده اشاره نكردند. چرا؟ چون جانباز را معادل سياست جناح حاكم مي پندارند و نقد و اعتراض خود را به او هم تسري مي دهند. در حالي كه آن ها در كنج عزلت و كم پناهي رنج مي كشند و فقط از سرزمين خود دفاع كرده اند. اين گفت و گو را بخوانيد لطفا!
حيطه هاي اجتماعي ، بيش ترين آسيب را از اين موضوع متحمل شده اند. و وقتي منتقد ببيند كه نقد برايش هزينه دارد ، طبعا ترجیح می دهد که سر بی درد خود را دستمال نبندد. نفع احتمالي سكوت ، كوتاه مدت است و اصلاح با نيشتر زخم حاصل مي شود. الان يادم افتاد كه همين قضيه سهميه بندي بنزين هم به فوريت سياسي شد و هر گونه نقد و اعتراض احتمالي ، به همان گروه اندك آشوب گراني ارجاع شد كه شب اول به پمپ بنزين ها حمله كردند. برخورد رسانه ملي هم با موضوع به گونه اي سامان دهي شد كه انگار اعتراضي در این زمینه پذيرفته نيست. در حالي كه شايد با نقد و حلاجي ،مي شد مصرف كنندگان را در مقام پذيرندگان اجباري نبينيم و به راه هاي بهتري براي اجرا رسيد. الان كم كم سهميه 600 ليتری رو به اتمام است و دشواري هاي كم بنزيني دارد خودش را نشان مي دهد . باور كنيد اين ها مي تواند هيچ ربطي به سياست نداشته باشد و البته هر چيزي را مي توان به سرزمين عجايب سياست كشاند!
پی نوشت: در کند بازی های گاه گاهی بلاگفا ، این نوشته پنج بار ثبت شد و پس از دیدن این منظره غریب ، شروع به حذف اضافات کردم. به علت عجله و کمی عصبانیت ، ناخواسته نوشته قبلی را هم حذف کردم. و طبعا نظرات هم حذف شد. معمولا سعی می کنم که به نظرات دوستان پاسخ بگویم. عذر خواهی از دوستانی که نظرشان حذف شد و همچنین به دلیل آن که در یادم هم نمانده تا پاسخ بگویم.